مخمل ما

برگشتن مامان بابا به ايران و اولين روز تنهايي ما

سلام آواي مامان خوبي عشق مادر؟الان دقيقا پنج ساعت كه من و شما تنهاييم و اين اولين روز با هم بودنمونه مامان بزرگ و بابابزرگ خيلي اين مدت برات زحمت كشيدن واقعا دستشون درد نكنه.جاشون واقعا خاليه پيشمون .تقريبا سه ماه پيشمون بودن،اميدوارم به سلامتي برسند ايران و خيالون راحت بشه. الان منتظر بابا سامان مهربون نشستم تا از فرودگاه برگرده. عاشق هر دوتونم عزيزاي دلم
27 تير 1395

يك ماهگي آوا جون و تولد بابابزرگ

سلام نفس مادر الهي فدات شم بالاخره بعد از كلي انتظار ١٠ خرداد ساعت ١:٥٣صبح به دنيا اومدي. انقدر اين روزا سرگرم نگهداري از تو دختركم هستم كه وقت نكردم خاطراتت رو بنويسم. امروز تولد بابا بزرگ هست .الهي كه ١٢٠ ساله بشه و سايش رو سرمون باشه . اكثر كاراتو بابابزرگ و مامان بزرگ و بابايي انجام ميدن چون ماماني هنوز خيلي روبراه نشده.انشالله كه همگيشون هميشه سلامت باشند.  ماماني روز زايمان بابا سامان خيلي خيلي به هردومون كمك كرد و مطمعنم اگه بابايي نبود ماماني نميتونست شما رو سالم به دنيا بياره بابا سامان من و اوا گلي يك دنيا عاشقتيم و قدر همه محبت هاتو ميدونيم
10 تير 1395
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مخمل ما می باشد